حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
357
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
خوارج صفريه « 1 » بودند و حكومتشان از لحاظ سياسى و مذهبى ، از عباسىها و اتباعشان در آفريقا ( اغالبه ) مستقل بود . شايد همين امر سبب شد مهدى آنجا را برگزيند . ازاينرو زيادة اللّه بر ابن مدرار سلطهاى نداشت تا او را به دستگيرى فردى كه گمان مىرفت عبد اللّه مهدى باشد و در عقيده و دعوتش سختترين دشمن خوارج بود ، فرمان دهد ؛ بلكه تنها او را از حال وى با خبر ساخت و اين براى اقدام ابن مدرار به زندانى كردن وى كافى بود . ابو عبد اللّه پىدرپى به پيروزيهايى نايل مىشد . وى شهرهايى نظير « ميله » و « سطيف » را تصرف كرد . اين موضوع زيادة اللّه را در هراس افكند و به گردآورى سپاه پرداخت و با صرف اموال ، لشكرى بزرگ فراهم كرد و يكى از
--> ( 1 ) - خوارج صفريه پيروان ابن صفار هستند . آنان گروهى از خوارجند كه در مقابل « ازارقه » و « اباضيه » قرار داشتند . مؤلف اباضيهاى كتاب « العقود الفضية الأباضى » از ابن اثير و مبرد نقل مىكند كه خوارج براى حفظ مكه از اهل شام و از جمله عبد اللّه بن اباض ، به مكه مىروند . مؤلف مزبور آنگاه تفرقهء آنان را ذكر مىكند و اينكه نافع بن ازرق كه خوارج ازارقه به وى منسوبند ، نامههايى به ابن صفار و عبد اللّه بن اباض كه خوارج اباضيه به وى منسوبند ، نوشت و از اين دو و همراهانشان خواست كه به عقيدهء وى بگروند . ابن صفار نامه را خواند ، ولى از بيم ايجاد تفرقه ، از يارانش پنهان داشت . . . خوارج عموما پس از رنجهايى كه در طى شورشهاى متعددشان در مشرق تحمل كردند ، به شمال آفريقا روى نهادند . ورود مذهب آنان به مغرب در نيمهء اوّل سدهء دوم هجرى بود و حاملان اين مذهب از صفريه و اباضيه بودهاند كه بربرها به سرعت آن را از آنان اخذ كردند و به دليل كثرت رنجى كه از ستم حاكمان اموى و عباسى كشيده بودند ، اين مذهب در ميان آنان حاكم شد . آنها در اين مذهب وسيلهاى يافتند تا بر حاكمان بشورند و قيام كنند ، تا آنجا كه گفته شده اين مذهب به مذهب ملى آنها تبديل شد . در آستانهء قرن دوم هجرى اباضىها توانستند مذهبشان را در اكثر نقاط مغرب نزديك و مغرب ميانى رواج دهند و اباضيه در بخش عظيمى از ليبى و جنوب تونس تا شمال قفصه و بيشتر مغرب ميانى ( الجزاير ) از شرق شهر مليانه تا غرب و هران منتشر شد و خوارج صفريه كه در مناطق ديگرى متمركز بودند ، با آنان مقابله مىكردند .